خرید بک لینک

حاتم طایی را گفتند از تو بزرگ همت تر در جهان دیده ای یا شنیده ای گفت بلی روزی چهل شتر قربان کرده بودم امرای عرب را پس بگوشه صحرایی بحاجتی برون رفته بودم خار کنی را دیدم پشته فراهم آورده گفتمش به مهمانی حاتم چرا نروی که خلقی بر سماط او گرد آوردند گفت . هر که نان از عمل خویش خورد ؛ منت حاتم طایی نبرد . من او را بهمت و جوانمردی از خود برتر دیدم

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم فروردین ۱۳۹۶ساعت 23:26 توسط مهدی یقینی |

برچسب: حکایت,سعدی, نویسنده: علی حسینی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 7:10

صفحه بندی